X
تبلیغات
رایتل
























ماه نو

من و زندگی

سلام 

این کلاسهای تو شهری واسه من انرژی نزاشتن. باور کنید حاضرم 100 تومنی رو که تا حالا هزینه کردم بیخیال بشم و به همون تاکسی اتوبوس قناعت کنم. بعد یک کوچولو تحقیق راجع به مربی با خواهرم تصمیم گرفتیم با یک اقا که تعریفشو میکردن دوره رو بگذرونیم. بعد 3 جلسه اقا منو برده توی اموزشگاه پیاده کرده رفته تو دفتر میگه من نمیتونم با اینها کار کنم . سر هیچی . من قبول دارم یک کمی هولم بخصوص بعد اتفاقی که چند سال پیش سری اولی که پشت ماشین نشستم واسم افتاد ولی نه در اون حد که همچین برخوردی باهام بشه . چرا الان با این مربی جدیده مشکل ندارم اخه.

  به رییس شون گفتیم ما میخوایم با مربی خانم کلاس برداریم تا بتونیم بدون مشکل بیاییم اما با اصرار یه اقایی دیگه رو در نظر گرفت. که اصلا وقت خالی نداشت و هنوز 2 جلسه دیگه هم مونده. تازه امروز میگه که 3 جلسه بیشتر بگیرید تا اجازه ازمون اصلی رو بدم. اینم که کارش خوبه دنبال پوله فقط. که ما زیر بار نرفتیم و گفتیم همون روال قانونیش انجام بشه 

خلاصه که  تموم انرژی من گرفته شده . دعا کنید که کارم به جلسه اضافه و تکرار ازمون نرسه. البته همسرم که طفلی دیروز 6 صبح باهام اومد میگه کارم خوبه و رد نمیشم . خدا کنه همینجوری باشه.


یکی از دوستان که  یادم نیست کی بودن واسه پست قبل کامنت گذاشته بود که متاسفانه با کامنتهای رمز پاک شده و من شرمنده شدم. .

نوشته شده در 2 بهمن 1389ساعت 09:21 ب.ظ توسط کیانا| 3 نظر|

Design By : Mihantheme