ماه نو

من و زندگی

سلام

ادامه مطلب رو بخونید.


بعد سقط دو سال پیش کلی دنبال دلیل گشتم. مورد خاصی مطرح نشد .فقط یک الودگی انگلی که با دارو رفع شد. چند ماهی بود که  واسش اقدام میکردیم و نمیشد. دکترم رو عوض کردم . عکس رنگی تجویز کرد . که واسه هیچکی خدا نیاره . درد و درد و درد. همه چی نرمال بود. این همه دکتر  برو و هیچ کدوم هیچ کار جدی واست انجام ندن. یه فوق تخصص نازایی بهم معرفی کرد دوستم. 45 روز تو صف انتظار بودم . روزی که رفتم سونوی داخلی هم چیزی نشون نداد. گفت فولیکول ازاد نشده داری که با توجه به زمان پری  احتمال اختلال هورمونی داد .کلی ازمایش واسه جفتمون نوشت که باید توی دوره بعد پری  انجام میشد. ولی خبری از دوره بعد نشد.

پست قبل رو فقط از سر دلشوره نوشتم. اخر شب بی بی چکم مثبت شد.نمیدونستم باید خوشحال باشم یا...

این بار نرفتم دکتر و به کسی هم نگفتیم. تا مامان شک کرد. وقتی پرسید نتونستم بهش دروغ بگم. به اصرارش رفتم دکتر. شش هفته و شش روز. بدون پالس و ضربان قلب. مثل اون سری. برو و  دو هفته دیگه بیا. بعد 10 روز لکه بینی . مجدد دکتر و هشت هفته و 4 روز بدون ضربان قلب.سونو پیش متخصص سونوگرافی جنین .

میدونستم که رفته. مطمئن بودم. بخاطر دل مامان 3 روز استراحت کامل کردم. روز 4 سونوی  مجدد. حاملگی پوچ. رفتم مطب دکتر.واسه 12 ام معرفی کرد واسه کورتاژ. ساعت 9:15 رفتم داخل اتاق عمل و 10 بهوش اومدم.

به همین سادگی دوباره امیدم، ناامید شد.

سال 91 سال پوچی بود واسم.

نمیخوام ناراحتتون کنم ولی بجز خونواده خودم هیچکی خبر نداره. نخواستم با خبربشن.فقط اینجا نوشتم تا سبک بشم.

تلخم این روزها. خیلی تلخ.

نوشته شده در 20 اسفند 1391ساعت 08:02 ب.ظ توسط کیانا| 2 نظر|

Design By : Mihantheme