X
تبلیغات
رایتل
























ماه نو

من و زندگی

سلام

چطورید ؟ دماغتون چاقه ؟ دماغ من که الان گرفته . این سومین سرما خوردگی امسال زمستونه. اخه من تابستونم حد اقل یه بار سرما میخورم. یعنی اگه یه ویروس از تو کوچه هم رد بشه من باید سرما بخورم چه برسه به اینکه خواهری و مامانم سرما خورده باشن. الان از دکتر میام چون هر چی خود درمانی کردم بدتر شدم. طفلی همسری چن روز در گیره منه. الانم ظرفا رو شست و رفت پیش بابا ش. 

. من وقتی میدونم که پدر شوهرم (کلا خانواده همسری)دوست نداره بعضی قضایا رو جلوی من مطرح کنه  با شوهرم نمیرم تا راحت بشه از اون طرف از شوهرم  مطمئنم که چیزی رو از من پنهون نمیکنه و همیشه با من هماهنگه  . ولی جاری جان همیشه با همسرشه و اجازه هیچ دیدار تنهایی رو نمیده  .  الانم توی کوچه پدر شوهر تو ماشینه و داخل هم نمیره تا سریع کار تموم بشه. این همه فاصله بین زوجها واسم خیلی جالبه.

هفته پیش خواهر کوچیکه رفت شهر دانشگاهش و داداشم هم رفت خدمت سربازی. الان خونه مامانم دوباره خلوت شده و مامان جانمان دائما تنها و بیکارن توی خونه. منم نرسیدم برم از تنهایی درش بیارم یا حداقل با اون حال مریضش یه  کاری واسش بکنم. 

ازمون تو شهری هم دوبار رد شدم.(هر کی بخنده سوسک شه الهی) سری اول اونقدر خودمو ریلکس کردم که انگار نه انگار ازمونه. ولی چون برف ویخ بود همه جا پارک دوبلم خراب شد . هفته دوم اما استرس داشتم که خدا میدونه و حتی خود افسره گفت کاش هفته پیش قبولت میکردم. 

چون فعلا ماشین هم نداریم نمیتونم تمرین کنم ولی باید تا اخر سال تمومش کنم.

کلاسهای دانشگاه هم شروع شد و دو شنبه عصر و سه شنبه صبح کلاس دارم. خدا رو شکر درس راحتی برداشتم (واحد اختیاری بود). فقط بدیش اینه که حضور و غیابش نمره داره.

نکته : همسری برگشت . یعنی اینقدر حضور این خانم موثره.

لیست کارهای عید رو نوشتم  . خونه تکونی و خرید و ... . مهمترینش دندونپزشکیه که رفتم و 4 تا ترمیمی و جرم گیری انجام شده و  یه ترمیمی دیگه مونده. 

باید فرشها رو بدم قالیشویی . ولی اینجایی که همه تعریفشو میکنن فقط صبح میان واسه بردن و منم خونه نیستم. نمیدونم چی کار کنم اخه 4 ساله خریدمشون و رنگشون هم روشنه مطمئنم اگه بشورمشون کلی خوشگل تر میشن. 

همسری هم هفته بعد مسافره . نمایشگاه دوبی از طرف شرکت. منم میخواستم برم ولی فکر نمیکنم دبی ارزش برنامه ریزی و از دانشگاه زدن رو داشته باشه. انشالله واسه اردیبهشت تو فکر  یه سفر هستیم.


باشگاه ورزشی هم فقط یه روز رفتم و بقیش بخاطر سرما خوردگی کنسله. از فردا دو باره میرم .قول میدم.


همونطور که خوندید  همه کاری کردم جز مقاله خوندن واسه پروژه . یکی بیاد منو هل بده تا این سنگ بزرگ رو بردارم و خیالم راحت بشه .


دوستون دارم.

پی نوشت 1: من میز ناهار خوری  دارم که توی اشپزخونه خیلی دست و پاگیر میشد و گذاشتمش گوشه حال با یک رومیزی سرمه دوزی شده. نمیدونم رو شو چی بچینم. میشه راهنماییم کنید که بین 1گرامافون قدیمی 2 چند تا قاب عکس انتیک 3 سماور های قلمکاری کدومش بهتره. این تنها خرید امسال من هستش واسه عید. البته فعلا.


نوشته شده در 2 اسفند 1389ساعت 09:51 ب.ظ توسط کیانا| 5 نظر|

Design By : Mihantheme